چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیست ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشائیست در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالی ، قلم خشکیده در دستم ...
دوست داشتم همانند موج بر دل دریا می کوبیدم و می گفتم:
صبر کن تا بگوییم زمانه چه بر سرم آورده
صبر کن تا بتوانم پر و بال شکسته پرنده عشقم را درمان کنم
صبر کن تا دوباره لبخند باز شدن غنچه های عشقم را ببینی
صبر کن تا تو تنها نقطه استقامتم باشی
صبر کن تا با لبخندی دوباره به سوی تو آیم
صبر کن تا لحظه ای در آغوشت آرام بگیرم
صبر کن تا ...
حرف رفتنت که میشه
دلم انگار میشه پرپر
نمی خوام بیاد شبی که
واسه ما شه شب اخر
صدهزار حرف نگفته
واسه تو،تو سینه دارم
شب و روز از تو نوشتن
همیشه همینه کارم
جریان گرم ِ عشق ِ
لحظه لحظه باتو بودن
تو وجود من نشسته
بی تو از غصه سرودن
کاش میشد اینو بفهمی
که چقدر برام عزیزی
وقت رفتنت یه دنیا
غصه تو دلم میریزی
خوبه این مداد و کاغذ
همدم ِ تنهایی هامه
خوبه وقتی بی تو هستم
دست کم اینا باهامه
تو دنیای وجودت
جز محبت نمی بینم
اینقدر ماهی که باتو
حتی ماه رو نمی بینم
حس من حس غریبی
از غم و عشق و نیازه
می دونم میای یه روزی
با یه دنیا حرف تازه....
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 23:4 توسط مسعود
|
تو حیاط خونمون اونجا که سرخی خورشید تو چشامه و عشق تو ، تو دلم ،اونجا که هیچکی نیست جز من و خاطره های شیرین تو ،یه آسمون بالای سرمه که میخواد زیباترین هدیشو بهم بده و اون تولد تک ستاره ای که هیچ وقت نداشتم. حالا شبا که به آسمون نگا میکنم منم یه ستاره دارم ازم خیلی دوره ،اون بالاهاست اما همیشه هست .
غروب داره جاشو به شب می ده و من منتظر تا هدیمو از آسمون شب بگیرم .
امشب تو می یای با تموم زیباییات میون همه اونا که میتونندستاتو لمس کنن، چشماتو ببوسن،...اما این میون تنها منم که باید تو آسمونا پیدات کنم اونجا دستاتو لمس کنم ، اونجا چشماتو ببو سم... و اونجا بگم که چقدر دوست دارم....
اگه تا آخر عمر رویام باشی ،اگه فقط تو آسمونم باشی ، اگه نباشی و باشم تا عاشقونه نگات کنم ،اگه دور بشی تا اونجا که شبامو بی نور کنی ،اگه بگن چشمکاتو واسه کسی دیگه می زنی،اگه............ بدون که دلم دیونه وار دوستت داره .
می خوام بدونی که خیلی دوستت دارم به اندازه تموم دقایقی که تنها بودم چون من تموم عمرمو تنها بودم حال هم نیستی اما عشقت و یادت کافیه تا لحظه های پوچمو زیبا و عاشقونه کنه.
در این لحظه های بی تو غروب را منتظر خواهم بود تا با درخشش اولین ستاره تولدت را در رقص اشکها یم به نظاره بنشینم.
آسمان چشمهایم جز تو ستاره ای نخواهد داشت.
تقدیم به او که ستاره ام شد....
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 19:17 توسط مسعود
|
رفتیُ خاطره های تو نشسته تو خيالم بی تو من اسير دست آرزوهای محالم ياد من نبودی اما، من به ياد تو شکستم غير تو که دوری از من ، دل به هيچ کسی نبستم ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم بی تو وُ عطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم
همترانه! ياد من باش بی بهانه ياد من باش وقت بيداریِ مهتاب، عاشقانه ياد من باش
اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد ميشه از چشم تو پرسيد، راه کهکشون ِ نورُ ميشه با دشت تو فهميد، معنی پل عبورُ اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش
همترانه! ياد من باش بی بهانه ياد من باش وقت بيداریِ مهتاب، عاشقانه ياد من باش
از آلبوم جدید سیاوش
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 1:44 توسط مسعود
|
بر اساس تاريخ تولدتان درخت مورد نظر را انتخاب نموده و درليست پايين آن را پيدا نموده و خصوصيات اخلاقي خود را مشاهده کنيد
درخت صنوبر
11 دي الي 21 دي
درخت نارون
22 دي الي 4 بهمن
درخت سرو
5 بهمن الي 14 بهمن
درخت سپيدار
15 بهمن الي 19 بهمن
درخت توس (الهام پذير)
درخت راش (خلاق)
درخت زبان گنجشک (بلند پرواز)
درخت سيب (عاشق)
با نشاط و خوش پوش مهربان و در عين حال متظاهر افراط در هيچ کاري را دوست ندارند. از ابتذال متنفرند و زندگي در طبيعت و آرامش را دوست دارند. خيلي احساساتي نميباشند. کمي بلند پرواز و پر از قوه تخيل ميباشند. و از وجودي آرام و راضي کننده سود ميبرند.
داراي سليقه خوب و داراي قدرت سازماندهي بسيار بالايي در زندگي و شغل خود ميباشند. هميشه نگران وضعيت ظاهري خود ميباشند آنها رهبران خوبي هستند که غالباً ريسکهاي غير ضروري انجام نميدهند . اين گروه به تناسب اندام خود از طريق رژيم, ورزش و غيره بسيار علاقه مندند.
پر نشاط و سر زنده و به ميزان بسيار زياد جذاب ميباشد اين گروه از روي انگيزه آني و بدون فکر قبلي عمل ميکند , پافشاري در هر کاري از خصوصيات آنهاست. از انتظار واهمه اي ندارد. جاه طلب و باهوش و پر استعداد و علاقه مند به بازي با سرنوشت ميباشند اصولاً داراي تمايلات خود خواهانه و در عين حال بسيار قابل اعتماد و درستکار ميباشد آنها چون عاشقي محتاطند که بعضي اوقات مغزش بر قلب حکم راني ميکند.
اين افراد فريبنده, جذاب و سرارسر پر از انرژي مثبت ميباشند.اهل خوش و بش حادثه جو حساس و هميشه عاشق اند. دوست دارند عاشق باشند و هميشه عاشقشان باشند. با وفا زوجي پر محبت- بسيار بخشنده و پر استعداد و اصولاً براي امروز زندگي ميکنند - آنها فيلسوفاني با فکر آزاد ميباشند که داراي قوه تخيل بسيار بالا هستند.
درخت نارون (شريف)
درخت شاه بلوط (صادق)
درخت سرو (با وفا)
درخت سدر (صميمي)
داراي سرشتي مثبت بوده و با سليقه لباس ميپوشند علاقه اي به بخشيدن خطاهاي ديگران ندارند . همواره بشاش و علاقه اي به رهبري کردن دارند و دوست ندارند از کسي اطاعت کنند.شريکي صادق و مهربانند که دوست دارند براي ديگران تصميم بگيرند - نجيب زاده - دست و دلباز و طبع خوبي براي شوخي دارند.
اين گروه سياستمداراني مادرزادند داراي توان بالا در قضاوت بوده و علاقه مند به تاثير گذاري بر روي ديگران ميباشند . اغلب فکر ميکنند که ديگران آنها را درک نميکنند فقط يک بار عاشق ميشوند و براي پيدا کردن جفت خود دچار مشکلات زيادي ميشوند.
قوي,عضلاني سازگار و قانع به آنچه که زندگي به آنها ميدهد . خوشبين و خوشنود بوده و بسيار علاقه مند به پول و دانش ميباشند و از تنهايي متنفرند.عاشقي احساساتي اند که هرگز نميتوانند راضي گردند. بسيار مهربان بوده سرکش و بي دقتند و سريع خشمگين ميشوند.
داراي زيبايي نادري ميباشند و ميدانند چگونه با محيط سازگار شوند - به تجملات علاقه دارند و از سلامتي خوبي برخوردارند. فردي خجالتي نميباشند. غالباً ديگران را کمتر از خود ميبينند و داراي اعتماد به نفس بسيار بالايي هستند. مصمم و علاقه مند به گروه افرادي زبردست و داراي خوش بيني سالم ميباشند. همواره منتظر يک عشق واقعي اند و قادر به گرفتن تصميم هاي سريع هستند.
درخت فندق (غير عادي)
درخت گردو (پر شور)
درخت سماق کوهي (احساساتي)
درخت انجير (حساس)
دلربا - بي صبر و خيلي فهيم ميباشند. مبارزي فعال براي جنبشهاي اجتماعي بوده محبوب و عاشقي دم دمي مزاج به حساب مي آيند. اين گروه شريکي بردبار و در قضاوت بسيار دقيق ميباشند.
سخت گير عجيب و پر از تضاد بوده و اغلب خودخواه ميباشند. پرخاشجو داراي عکس العملهاي غير منتظره ميباشند. افراد اين گروه نجيب و داراي افقي گسترده ميباشند که في البداهه عمل ميکنند. بلند پروازي آنها نامحدود بوده و هرگز انعطاف پذير نميباشند. آنها شريکي دشوار و غير عادي بوده که اغلب دوستشان ندارند ولي همواره مورد تحسين قرار ميگيرند. بسيار حسود و احساساتي بوده و هرگز اه مصالحه نمي باشند.
پر از بشاشيت و داراي موهبت خودخواه نبودن ميباشند. جنب و جوش ناآرامي و پيچيدگيها را دوست دارند. هم وابسته و هم مستقل اند. سليقه خوبي داشته و هنرمندان احساساتي ميباشند. آنها ميتوانند شريک خوبي براي زندگي باشند که متاسفانه قدرت بخشش آنها بسيار کم است.
خيلي قوي و مستقل بوده و به تناقضات و حرفهاي نامربوط ميدان نميدهند - زندگي را دوست دارند و همينطور خانواده - بچه ها و حيواناتشان را - شوخ طبع بوده و تنبلي و بطالت علاقه اي ندارند اين گروه داراي استعداد و هوش بالفطره ميباشند.
درخت زيتون (خردمند)
درخت بلوط (شجاع)
درخت آلش (خوش سليقه)
درخت صنوبر (مرموز)
عاشق خورشيد و گرما ميباشند. آنها افرادي معقول و متعادل بوده که از پرخاش و خشونت خود دوري ميکنند. بردبارند و بشاش و در صحنه هاي زندگي بسيار خونسرد رفتار ميکنند.اين گروه بسيار حساس بوده و فارغ از حسادت ميباشند. آنها عاشق خواندن و شرکت کردن در جمع مردم خبره ميباشند.
طبعي قوي دارند دلير و نيرومند ميباشند و در کارها بسيار سختگير و مستقل عمل ميکنند . حساس بوده و به تغيير علاقه اي ندارند. هميشه پايشان را روي زمين نگه مي دارند و اهل عمل مي باشند.
داراي زيبايي آرامش بخش بوده و همواره نگران وضع ظاهر خود مي باشند. خوش سليقه بوده و تا جايي که امکان دارد به خود سخت نميگيرند همواره يک زندگي منظم و معقول را هدايت مي کنند. اين گروه به ندرت با احساسات خود خوشحال ميشوند و هميشه به دنبال مهرباني و آگاهي در يک شريک احساساتي ميباشند. اغل به مردم بد گمان بودهو هيچ وقت به تصميمات خود اعتماد ندارند. افراد اين دسته بسيار با وجدان مي باشند.
داراي سليقه اي غير عادي و خوب بوده که تا حدي داراي گرايشات خود خواهانه ميباشند. اين افراد با نزديکان خود مدارا نموده و تا اندازه اي فروتن ميباشند. آنها خلاق کله شق بوده و داراي دوستان بسيار زياد و بلند پروازي آنها بسيار زياد ميباشد اين دسته از مردم بسيار قابل اعتماد ميباشند.
درخت افرا (مستقل)
درخت ليمو ترش (دو دل)
درخت سپيدار (بلاتکليف)
درخت کاج (منحصر به فرد)
يک فرد معمولي نمي باشند. آنها پر از تخيل و ابتکارند ولي در عين حال خجالتي و محتاط و کم حرف ميباشند. اين گروه مغرور و داراي اعتماد به نفس بالايي مي باشند آنها تشنه تجربيات جديد بوده که در بعضي اوقاتعصبي مي شوند.افراد اين دسته داراي پيچيدگي هاي فراوان بوده و از نعمت حافظه خوب برخوردار ميباشند. آنها براحتي ياد ميگيرند که زندگي عشق پيچيده دارد ولي مي خواهند همواره تاثير گذار باشند.
آنچه را زندگي برايش مقرر ساخته خونسردانه مي پذيرد. از جنگيدن استرس و رنج کشيدن بيزار است و از تنبلي و بطالت خوشش نمي آيد. اين گروه اغلب ملايم و دل رحم بوده و براي دوستان خود بسيار وفادار ميباشند . با استعداد بوده ولي از پشتکار کمي برخوردار مي باشند و براي همين کمتر استعداد خود را به شکوفايي مي رسانند. اغلب در حال شکايت کردن بوده و از درجه حسادت بالايي برخوردارند.
بسيار اهل تجمل به نظر ميرسند. خيلي اعتماد به نفس ندارندولي وقتي لازم باشداز خود جرات نشان ميدهند. آنها طالب محيطي گرم ميباشند. در انتخاب خود بسيار وسواس دارند و اغلب تنهاست. اين گروه داراي طبعي هنرمندانه مياشند و گرايشي به سمت فلسفه دارند. داراي سازماندهي خوبي است و در هر موقعيتي قابل اعتماد است و روابط را بسيار جدي ميگيرد.
به شراکت هاي موافق عشق مي ورزند. آنها ميدانند که زندگي را چگونه راحت بگيرند. بسيار فعال و طبيعت گرا مي باشند. اين گروه افرادي قابل اعتماد و اهل عملند که بسادگي عاشق ميشوند ولي احساسات سريعاً او را مي سوزاند و تا رماني که ايده آل خود را نيابد همه چيز براي او نا اميد کننده است. در روابط عاشقانه بايد مراقب قلب ساده و صميمي آنها بود که شکسته نشود.
درخت بيد مجنون (مالیخولییایی)
زيبا و پر از ماليخوليا. جذاب وبسيار وابسته به حس تلقين مي باشند. از هرچيز زيبا و پر سليقه خوششان مي آيد عاشق سفر بوده و ميتوانند تحت تاثير قرار گيرند. آنها دم دمي مزاج صادق- خيال باف و بي قرارند ولي در عين حال پرتوقع و داراي بصيرتي بالا مي باشند . همواره رنج مي کشند ولي اغلب شريکي محکم پيدا مي کنند.
فالت درست بود؟!
جالب بود نه؟
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 14:31 توسط مسعود
|
دوست داشتم قلبی بودم تا در سینه ات جای می گرفتم ، تا در هنگام شادی ات آنقدر می تپیدم تا تنهایی مرا درک کنی ،آنگاه در من لانه ای می ساختی و خود را پرنده سبکبال اندیشه ام قرار می دادی و در درونم جای می گرفتی تا بفهمی که با تمام وجودم فریاد می زنم دوستت دارم.
دوست داشتم تا قطره اشکی بودم تا از گوشه ای از چشمان زیبایت سرازیر می شدم و بر گونه هایت می گذشتم و لبانت را آنقدر می بوسیدم تا بدانی چقدر دوستت دارم.
چشمانت را قاضی،نگاهت را دادگاه و لبانت را هیات منصفه قرار بده و مرا در زندان عشقت به حبس ابد محکوم کن.
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 22:13 توسط مسعود
|
چرا گريه ؟ از ميان ساده ترين کلمات جمله های گلبرگ گياهی کويری نام مقدس تو به گوش بادها ميرسد . وآسمان نگاه تو تا کرانه های آبی دريای دل من چه راه بلندی را به اشک مينشيند. نگاه کن که چه مرزی ميان آسمان و زمين جاريست . نگاه کن که چه فاصله ای درون لحظات شب ميان ستاره ها پيداست . نگاه کن که دريا به احترام ظهور ماهتاب هميشه عقب مينشيند . و ما ميان دريا و ماهتاب به تبسم خونين خورشيد گريستيم . پرسيدی چرا گريه ؟ تو گويی از دريا پرسيده بودی چرا آب ؟ و مگر دريای عشق بی اشک عاشق معنايی دارد ؟ نگاه تو را ديدم که به سطح دريا گريست ...
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 17:11 توسط مسعود
|
جمله عاشقانه:خداوند همه جوانها رو به راه راست هدایت کنه.
2-عشق از دید دختر حاج آقا:
آه خدای من یعنی میشه بدون اینکه بابام بفهمه عاشق شم
جمله عاشقانه:ندارد
3-عشق از دید یک ریاضی دان:
عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول
جمله عاشقانه: آه عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم
4-عشق از دید بقال سر کوچه:
والا دوره ما عشق مشغ نبود ننم.ن رفت و این سکیته خانومو برامون گرفت
جمله عاشقانه:
سکینه شام چی داریم؟
5-عشق از دید اصغر کاردی(در زندان):
مرامتو عقشه .عقشی
جمله عاشقانه:
چاقو خوردتیم لوتی
6-عشق از دید یه دختر دانش آموز کمی بی غم:
آه عزیزم کاش الان پیشم بودی.بغلم میکردی . سرمو می ذاشتی رو شونت...
جمله عاشقانه:
دوستت دارم
7-عشق از دید مادر بزرگم :
این حرفای بد رو نزن . راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانوم و با کمالاتیه ها......
جمله عاشقانه:
بریم خواستگاری؟
8-عشق از دید........(خودتون می فهمید از دید کی):
عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟.....واسه نهار بریم سورنتو؟..سلا با دوستشم قراره بیاد
..دوست سالی واسش ماتیز خریده .. یه گوشی واسم می خری؟.......................................................................................................................................راستی دوستت هم دارم
9-عشق از دید کسی که واسه بار اوله عاشق می شه:
عزیزم باور کن بدون تو حتی یه لحظه هم نمی نونم زندگی کنم...تو واسم همه دنیا هستی...
جمله عاشقانه:
فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم
10-عشق از دید کسی که بار اولش نیست:
عزیزم خیلی دوستت دارم.. باور کن شبها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم
جمله عاشقانه:
آه عزیزم دیرم شده باید برم..
11-عشق از دید راننده:
رادیات عشقم واست جوشاومده...
جمله عاشقانه:
عزیزم دوست دارو .... بو بو بوغ
12-عشق از دید بعضیا:
آه خدایا یعنی می شه بیاد خواستگاریم؟
جمله عاشقانه:
یا شابد العظیم 1000 تومان نذر می کنم بیاد خواستگاریم..
من و آواي گرمت را شنودن بدين آوا غم دل را زدودن از اول كار من دلدادگي بود وليكن شيوه ي تو دل ربودن گرفت از من مجال ديده بستن همه شب بر خيالت در گشودن قرار عمر من بر كاستن بود تو را بر لطف و زيبايي فزودن غم شيرين دوري بر من آموخت سخن گفتن غزل خواندن سرودن من و شب هاي غرببت تا سحرگاه چو شمعي گريه كردن نا غنودن چه خوش باشد غم دل با تو گفتن وزان خوشتر اميد با تو بودن
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 12:9 توسط مسعود
|
کاش الان آغوش گرمت سرپناه خستگیم بود
دو تا چشمات پراز اندوه ، واسه دل شکستگیم بود
آرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه
تنگی این دل عاشق با نوازش تو واشه
واسه چی خدا نخواسته من تو آغوش تو باشم
قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم
همه ی هستی قلبم تو دو حرف خلاصه میشه
عشق تو ، بودن با تو دو نیاز زندگیشه
پُرم از ترانه تو گرچه واژه ها حقیرن
خوبه وقتی نیستی پیشم اونا دستمُ میگیرن
راز عشق منو هیچ کس غیر مهتاب نمی دونه
تنها شاهد واسه غصه ،گریه و تنهاییم اونه
وای اگر من این نبودم کاش می شد پرنده باشم
تا از این دور بودن تو بتونم بلکه رها شم
یه پرنده شم شبونه بکشم پر به خیالت
برسم به لونه تو بگیرم سر زیر بالت
زندگیم رنگ خدا بود اگه تنها تو رو داشتم
اگه می شد واسه گریه رو شونت سر میگذاشتم
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 11:40 توسط مسعود
|
زن رقاصه ای با نوازندگانش به دربار شاهزاده بیرکاشا رفت.او را پذیرفتندو رقاصه به آهنگ عودونی و سنتور در برابر شاهزاده رقصید.
رقص آتش .رقص شمشیرو نیزه را رقصید.رقص ستاره ها و رقص کیهان را.و بعد رقص کل ها را در باد عرضه کرد.
سپس در برابرتخت شاهزاده ایستادو تعظیم کرد.شاهزاده به او فرمان داد نزدیکتر شود و سپس گفت:ای زن زیبا هنرت را کجا آموخته ای؟چگونه تمام عناصر نظم وتوازن را در اختیار داری؟
و رقاصه بار دیگر تعظیم کرد وگفت:اعلی حضرت جواب سوال شما را نمی دانم. تنها می دانم:
روح فیلسوف در سرش جای دارد
روح شاعر در قلبش
روح خواننده در حنجره اش است
اما روح رقاص در تمام بدنش حضور دارد.
+
نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1384ساعت 20:40 توسط مسعود
|