...هزار آفتاب گردان پشت سرم تکبیر می گویند : الله اکبر !...تکبیره الاحرام !! ...الحمدلله برای آفرینش چشمانت !... الحمدلله به خاطربرق نگاهت !...الحمدلله به خاطر ...!...یا رحمان و یا رحیم !!...خودم را سپردم بهتو.توی این همه دلرعشه !... اهدنا الصراط المستقیم ! صراطی از صراط تو مستقیم ترهست مگر ؟! ...پس اگر خدا بخواهد هدایت شده ام !! صراط الذین ...!...آی سیب درشت !عطرآگین ترین نعمت خدا !! اگر تو با من باشی ، دیگر "مَدّ" هیچ "ضالین"ی به من نمیچسبد ! ...قل هو الله احد ! بگو ! بگو ! بگو ... عشق یکی ست ! ...اللهالصمد ! بگو ! بگو ! بگو... عشق بی نیاز از ماست اما من و تو به اومحتاجیم! ...لم یلد و لم یولد! بگو ! بگو ! بگو... عشق حاصل جمع من و تو نیست !عشق دریایی ست که من و تو تویش غرق می شویم ! ...و لم یکن له کفوا احد ! وعشق بی شریک ترین حس شادمانه دنیاست ! قسم به خدای احد و واحد ! ...الله اکبر ! خم می شوم زیر بار این همه حرف عاشقانه !... واژه ها معوج می شوند !... زیباترین جملات عقیم می مانند !! سبحان الله ...چه آفتابی ! سبحان الله ....چهبارانی ! سبحان الله ...چه برفی ! ... فتبارک الله احسن الخالقین !! تمام نیرویمرا جمع می کنم تا فریاد عشقم به گوش تو برسد ...بلند می شوم : سمع الله لمن حمده !! ... از نا می روم ...به خاک می افتم ! سبحان الله ....سبحان الله ....سبحان الله ! ...چشمانم خیس می شود !سجاده رنگ خون می گیرد ! چشمم سیاهی می رود ! می نشینمروی دو زانوی لرزانم ! شهادت می دهم که عشق خود خداست ! شهادت می دهم که خداچیزی جز عشق نیست ! شهادت می دهم که محمد نیز فرستاده عشق است ! شهادت می دهمکه دارم شهید می شوم ! سلام بر دلم که دارد پرپر می زند !! سلام بر همه آنهاکه عشق را رحمت خدا می دانند ! سلام بر گیسوان تو که بافه دستان خداست ! ... الله اکبر ...الله اکبر ...الله اکبر
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 2:38 توسط مسعود
|