تبليغاتX
شبهاي عاشقي
 وقتي که بارون مي ياد به تعداد قطره هايي که ميتوني تو مشتت بگيري دوستم داري اما به تعداد قطره هايي که نمي توني تو مشت بگيري دوستت دارم---------از دريا پرسيدند: عشق چيست؟ گفت : خشکيدن!----از گل پرسيدند: عشق چيست؟ گفت : پرپر شدن!----از زمين پرسيدند: عشق چيست؟ گفت : لرزيدن!----از آسمان پرسيدند: عشق چيست؟ گفت : باريدن!-----از کوه پرسيدند: عشق چيست؟ گفت : آتشفشان!-------از انسان پرسيدند: عشق چيست؟ ...----ناگهان ندائي از درونش گفت : ((جدائي...))!!!---------کاش امتداد لحظه ها تکرار با تو بودن بود------- بعضيا کفش عشقو مي پوشن اما فراموش مي کنن بندشو ببندن-----

  ا
 

دیگه کسیو نداشتم که قلبمو بفهمه

دلم میسوخت واسه دلم

دلی که پر بود از سیاهی و دلخوش بود که لا اقل یه گوشش عشق دختر پاکیو داره

که مرحمه واسه زخمش

که دلیله واسه بودنش

که ستارست توی دنیای تاریکش

کاش خرابش نکرده بودی دنیا یی رو که با پاکی تو ساخته بودم

هنوزم باورم نمیشد اما نبودی...

به خودم گفتم  از این به بعد:

سرت پایین

درای دلت بسته

چشمات کور

صدات خفه

زنده میمونی تا مرگتو آرزو کنی

نفس میکشی تا چشمای مادرتو خیس نکنی

اما آه نمیکشی

تا دلت بسوزه تو آتیشی که خودش به پا کرده

دیگه بهونه های مسخره آدما روواسه دل بریدن ، واسه رفتن  شناخته بودم

( من میرم تا غرورت شکسته نشه ، تو لیاقتت بیشتر از منه ، تو با من خوشبخت نمیشی ،

و.....)

 حالم بد میشد از این همه دروغ که گفته میشه تا وجدانی آسوده بشه و دلی نرنجه

.......

...

.

آره باورام عوض شده بود انگار به پوچی رسیده بودم

بعد تو تنها شدم حتی دیگه خودمم نبودم یه حسی مثل خالی شدن

بعد تو اگه حرفی بود تو دل میموند

اگه اشکی بود ریخته نمیشد

و اگه دردی بود آروم تو قلبم تموم میشد

کسی نبود بگه چته

خیلی وقتا آه میومد رو لبهام اما میخوردمش و بعد با یه خنده تلخ می ریختمش بیرون

آره بعد تو میگذشت

با چشمای پر از غصه مادرم

با خاطره های قشنگ 12 شب

و با ....

اینجوری یک سال از عمرم گذشت

یک سالی که 4 ماهشو مرده بودم

یک سالی که....

دیگه با یه مرده فرقی نداشتم

خسته بودم و پر از درد

تحملم تموم شده بود

تا یه شب که اشکای مادرم...

دلم گرفت اونم  عذاب میکشید

تصمیمو گرفتم  باید اون شب تموم میشد اما به همون پاکی که شروع شده بود

 رفتم حموم

غسل میکردم اما چشمام خیس شده بود

داشتم دیونه میشدم

با یه صدای خفه گفتم:

آخه داری چیکار میکنی دیونه؟

میخواستم داد بزنم اما خفه شدم و گذاشتم اشکام تنمو غسل بده

وضو گرفتم

یه دل سیر عکستو نیگا کردم

با صدات مست شدم

و واسه آخرین بار حرفامو برات نوشتم

دو رکعت نماز خوندم

دو رکعت نماز عشق می خوانم قربت الی قلبک

با دل به خاک افتادم ازش خواستم که خوشبختت کنه

و عشقتو از دلم بیرون کنه

تا صبح واست قرآن خوندم

واسه عشقه پاکی که داشتیم خدا رو شکر کردم

و بعد دلمو برداشتم گذاشتمش سر جاش و خوابیدم

بعد از سه روز دیگه عاشقت نبودم فقط دوستت داشتم

........

حالا من اینجام این گوشه اتاق مثل اون قدیما با یه دفترپر از بغضهای نشکستم

روزگار منم میگذره

میون این کاغذا

گوشه این خونه

وبا همه غما...

خدا رو شکر همه چی دارم

چشمایی که اشکاش رنگ شبنمو دارن

دلی که شیشه ای شده

دستایی که پرن از عطر دستاش

و...

دیگه دلم اونی نیست که میشناختیش

دیگه با هر صدایی میشکنم

با هر بویی مست میشم

و با هر غزلی متولد

اما دیگه کسی نیست بهم بگه دیونه و این بزرگترین نداشته زندگیمه

شبا میرم و به آسمون نگا میکنم

دیگه هیچ ستاره ای مال من نیست

یه حال عجیبی دارم

داغم

مثل اون شبی که دستاتو گرفتم

نمیدونم کجایی

دستای کی رو گرفتی

به کی میگی دیونه

سرت رو شونه کیه

و به کدوم ستاره خیره شدی

اما من هنوزم اینجام

زیر این سیاه کبود

با یه دل به همون کوچیکی

به همون سادگی

به همون عاشقی

و .....

 وبه همون دیونگی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 2:34  توسط   | 

 

عاشقانه سجده کن

دو رکعت نماز صبح عشق می خوانم قربت الی قلبک !!

...هزار آفتاب گردان پشت سرم تکبیر می گویند : الله اکبر !...تکبیره الاحرام !!
...
الحمدلله برای آفرینش چشمانت !... الحمدلله به خاطر برق نگاهت !...الحمدلله به خاطر ...!...یا رحمان و یا رحیم !!...خودم را سپردم به تو.توی این همه دلرعشه !... اهدنا الصراط المستقیم ! صراطی از صراط تو مستقیم تر هست مگر ؟! ...پس اگر خدا بخواهد هدایت شده ام !!
صراط الذین ...!...آی سیب درشت !عطرآگین ترین نعمت خدا !! اگر تو با من باشی ، دیگر "مَدّ" هیچ "ضالین"ی به من نمی چسبد !
...
قل هو الله احد !
بگو ! بگو ! بگو ... عشق یکی ست !
...
الله الصمد !
بگو ! بگو ! بگو... عشق بی نیاز از ماست اما من و تو به او محتاجیم!
...
لم یلد و لم یولد!
بگو ! بگو ! بگو... عشق حاصل جمع من و تو نیست !عشق دریایی ست که من و تو تویش غرق می شویم !
...
و لم یکن له کفوا احد !
و عشق بی شریک ترین حس شادمانه دنیاست ! قسم به خدای احد و واحد !
...
الله اکبر !
خم می شوم زیر بار این همه حرف عاشقانه !... واژه ها معوج می شوند !... زیباترین جملات عقیم می مانند !!
سبحان الله ...چه آفتابی ! سبحان الله ....چه بارانی ! سبحان الله ...چه برفی ! ... فتبارک الله احسن الخالقین !!
تمام نیرویم را جمع می کنم تا فریاد عشقم به گوش تو برسد ...بلند می شوم : سمع الله لمن حمده !! ... از نا می روم ...به خاک می افتم !
سبحان الله ....سبحان الله ....سبحان الله !
...
چشمانم خیس می شود !سجاده رنگ خون می گیرد ! چشمم سیاهی می رود ! می نشینم روی دو زانوی لرزانم !
شهادت می دهم که عشق خود خداست !
شهادت می دهم که خدا چیزی جز عشق نیست !
شهادت می دهم که محمد نیز فرستاده عشق است !
شهادت می دهم که دارم شهید می شوم !
سلام بر دلم که دارد پرپر می زند !!
سلام بر همه آنها که عشق را رحمت خدا می دانند !
سلام بر گیسوان تو که بافه دستان خداست !
...
الله اکبر ...الله اکبر ...الله اکبر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 2:38  توسط مسعود   | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آدما میان و میرن

با همه خوبیها و بدی هاشون

با همه اشکایی که ریختن ...

آه هایی که کشیدن...

و بغضایی که شکستن

تو دلشون پر میشه از عشق ،نفرت،محبت ،امید، حسرت....

تو چشماشون اشک حلقه میزنه

هرزگی می شینه

و محبت جا میگیره

دستاشون گاهی همدرد میشه و گاهی واسه همیشه تنها میمونه

ویرون میکنن ،میشکنن ،له میکنن

اما پاهاشون جاده ها رو یه عمر طی میکنه تا به جایی برسه که بهش بگن آخر خطه...

تازه اونجاست که آرزو میکنه کاش یه قطره دیگه اشک ریخته بود...

کاش حرمت نگاه عاشقی رو دونسته بود...

کاش واسه یه بار دیگه دستاش به آسمون خدا دراز شده بود...

و کاش دلش بیش از اینا عاشق بود...(حرمت دل زیاده که خونه خداست)

آره اونجاست که میبینی یکی مثل خودت نشسته روبروت و بهت میگه :

یارو دل شکستی

یه جا یه تیکت جا مونده

تو قلب یکی هنوز اسمت پاک نشده

تو چشمای یکی اشک شدی و تو دل یکی ابر

یادت میاد چه جور نیگات میکرد ؟ 

  چرا دلشو شکوندی؟

چرا دستاشو تنها گذاشتی؟

چرا خواستی اینقدر پر از غصه بشه که خدا هم واسش گریه کنه ؟

تو چشمای کی خونه کرده بودی وقتی ویرونه شده بود دنیای پاک و بی ریاش ؟

سرت رو شونه کی بود وقتی دیوار دیونگیشو به دوش میکشید ؟

در گوش کی عشق رو زمزمه میکردی وقتی دیونه وار اسمتو فریاد میزد ؟

تو رفته بودی اما مونده بود واسه برگشتنت

انتظار و انتظار

چشمای همه خواب بودن اما خدا شاهد بودکه آروم و بی صدا میشکست

...........

......

...

لذت داشت وقتی گفتن دیونت شده نه؟

لذت داشت وقتی میدیدی چشماش خاک پاهاتو جارو میکنه نه؟

آره لذت داشت

لذت داشت نگاه خیس مادرشو دیدن

لذت داشت تنهایی بی پایانش رو دیدن

لذت داشت  درد کشیدنش ،غصه خوردنش ، تنها موندنش و شکستنش برای تو

فقط تو

آره تو ،تویی که دیگه یه غول بودی

اینقدر چشمات قدرت داشت که میتونستی یکی رو دیونه کنی

اینقدر دلت بزرگ شده بود که یکی یکی اسیر کنی و داخلش دفن کنی

هیچوقت به خودت نگفتی بسه؟

نگفتی داری کجا میری؟

نه نگفتی

چون دیگه وقتی نبود تا با دلت خلوت کنی

..........

....

..

خب تموم شد

کار خودتو کردی

نشون دادی چقدر بزرگی

یکی گوشه خونه دیونته...

یکی چشم انتظارت خیره به در ...

یکی...

تو کجایی؟

تو دل اون دیونهه؟ تو چشمای اون عاشقه؟

.........

....

..

 

چیه ؟ چشمات خیس شده ؟ رو پیشونیت عرق نشسته؟

دیره

خیلی دیره

اما بلند شو ، سر خودت داد بزن

خودتو بشکون

خراب کن این بت رو

یه شب تاریک ، دو تا چشم گریون ، شونه های دیوار،دستای خدا  و یه دل منتظرن

برگرد ...

 

......................................

اونایی که دیونه میشن

اونایی که چشماشون به راه میمونه

اونایی که دلشون میشکنه

چیزی رو از دست ندادن ، دنیای رو بدست آوردن که پر از عشقه

اگه یکی تنهات گذاشت و رفت بذار بره

واسش دعا کن خوشبخت شه

بذار سهم تو فقط عشق باشه

سخته نبودش

دستاشو نمیتونی بگیری اما همیشه تو دلت داریش

نمیتونی سرت رو بذاری رو سینش و به خواب بری اما به عشق اون چشما تو رو هم میذاری

تو به عشق رسیدی

دیگه اون نیست

اون بهونست

حالا فقط تویی و عشق و همین کافیه واسه یه عمر انسان بودن

.................

اما یه روز یکی میاد که ....

بپا نشکنیش

 

======================

از همه دوستان که این همه لطف کردند ممنونم امیدوارم خدا  جنبشو بهم بده

همیشه عاشق و موفق باشید

                                                              مسعود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 1:24  توسط مسعود   | 

 





 
 



 
 




 
 



 

 





 
 




 
 



 
 

 
 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 




 

 

 

CopyRight 2005 By >masoud nazemi

======================================

به من ميل بزنيد

 

Your e-mail:

======================================

عاشقانه هاي شبهاي عاشقي را به دوستانتان هديه کنيد

Tell a friend about this site
Your name:
Your e-mail:
Friend's e-mail:

======================================