به چشمات كه خيره شدم قلبم به درد اومد
هيچي نميگفتي اما نگات پر بود از حرف رفتن
نگاهامون به هم قفل شده بود ، خيلي سخت بود ...
تا سكوتو شكستي و گفتي : خب ديگه بايد رفت
باهام دست دادي و رفتي
تا جايي كه شد نگات كردم
با خودم گفتم : آره بايد رفت
....
..
.
گاهي بايد رفت بي اون كه منتظر نگاهي پشت سرت باشي
گاهي بايد رفت از جايي كه عشق ريشه هاشو تو دلت زده به جايي كه غم خنجرش رو تو قلبت فرو ميكنه
گاهي بايد رفت به جايي كه تا ابد پشت پنجره هاش چشم به راه يه نگاهي
نگاهي كه شايد اگه برگرده بتونه تو رو ميون اشكا غرق ببينه
گاهي بايد رفت مثل عشقي كه از دلت رفت
گاهي بايد رفت مثل شوقي كه از نگات رفت
مثل گرمي دستات
خنده زيبات
مثل ...
مثل من
مني كه ديگه اوني نبودم كه نميشد بدون اون پا به پاي عشق رفت
مني كه ديگه اوني نبودم كه شو نه هام پناه دلتنگيات بود
راستي چي به سرش اومد اوني كه ديگه عشق تو نبود ؟
گاهي بايد رفت به جايي كه صداي من ، نفس من ، چشم من ، و قلب من تو رو صدا نميزنه
همه اينا رو تو نگات خوندم
آخ كه نفهميدي چه حالي داشتم تو اون ساعتا
روزها گذشت و تو رفتي
نگاهام ، دستام ، قلبم ....يه عالمه حرف داشتن برات
اما تو نبودي ديگه
قلم رو برداشتم چشمام خيس بود اما ميشد كاغذ رو ببينم
دستام ميلرزيد مثل همون شبي كه دستاتو گرفتم
و قلم كاغذو ميبوسيد مثل همون شبي كه لبم دستاتو بوسيد
بنويس مسعود
خيس بنويس
جوري كه كاغذ دردتو فرياد بزنه
بنويس
داغ بنويس
جوري كه آتش به جونت بزنه
گم بنويس
مثل اون شبا كه گم بود نگات تو سقف اتاق
خفه بنويس و لرزون
مثل گريه هات ، مثل شونه هات
نوشتم :
گاهي بايد خورد بغضي كه صداش سكوت خونه رو ميشكونه
گاهي بايد شكست آروم و بي صدا يه كنج يه گوشه
گاهي بايد ديد اشكي كه صورتي رو تر كرده
و صورتي كه غمگين تر از هميشه رو به خدا كرده
گاهي بايد شنيد هق هقي كه شنونه ها رو ميلرزونه
و صدايي خيسي كه ميگه خدايا گاهي به خوابم مياد ؟ يعني ميشه...؟
دستام خسته بود اما گفتم
اين خط آخره
نوشتم
گاهي بايد ديد تنهاي به خواب رفته اي رو
رو تن خيس برگا
يه نگا به كاغذا كردم خيس بودن
يه نگا به خودم كه ...
يه خنده تلخ رو لبام نشست ،چشمامو بستم و ...
خواب عاشقانه همتون خوش
مسعود
١٠/٨/٨٥
ساعت ٤:٣٤
اين دفعه:
معناي عشق عشق را از عشقه گرفته اند. و عشقه گياهي است که در باغ پديد آيد در بن(ريشه) درخت. اول ريشه هاي خود را در زمين محکم مي کند . و سپس سر بر مي آورد و خود را دور درخت مي پيچد. و آنچنان ادامه مي دهد تا همه درخت را فرا گيرد. و چنان در شکنجه کشد که نم در ميان رگ درخت باقي نماند. و هر غـــــذا که بواسطه آب و هوا به درخت مي رسد به تاراج مي برد. تا آنگاه که درخت خشک شود. ===========================
معناي عشق
عشق را از عشقه گرفته اند.
و عشقه گياهي است که در باغ پديد آيد در بن(ريشه) درخت.
اول ريشه هاي خود را در زمين محکم مي کند .
و سپس سر بر مي آورد و خود را دور درخت مي پيچد.
و آنچنان ادامه مي دهد تا همه درخت را فرا گيرد.
و چنان در شکنجه کشد که نم در ميان رگ درخت باقي نماند.
و هر غـــــذا که بواسطه آب و هوا به درخت مي رسد به تاراج مي برد.
تا آنگاه که درخت خشک شود.
===========================
آمار
============================
نظرات شما
به من
======================================
=====================
لينک افزا
درباره من
=========================
خبرنامه شبهاي عاشقي
با عضو شدن آپ شدن وبلاگ به ايميلتان ارسال ميشود
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
نازنين مرا به خاطره نه به خاطر بسپار
========================
كاربران حاضر در سايت : نفر
قلبي پر از عاشقانه هاي شبهاي عاشقي
شهریور 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384
=======================
دوستان
چکاوک خسته فصل فاصله هامون تنهای من ساحل عشق عشق تا ابد با م.ا مینا و آرش دانلود نرم افزار
===================
اينو واسه کسي گفتم که خيلي دوستش دارم
ديگر صبحي نمي خواهم ...
که شبي دارم پر از با تو بودن
به جستجويت آسمانها را ميهمان چشمانم نخواهم کرد.....
تو همين جايي
در اين آسمان خلوت و در اين قلب تنها
به تو نخواهم رسيد...
که من زميني و تو آسماني...
اما هر شب ميهمان چشمان ترم خواهي بود
چه درد شيرينيست
درد تو را داشتن و به تو نرسيدن
کم است فرصت با تو بودن که زيادي از سرم
اما چه زيباست تولد ستاره اي در قلبي زميني
به يادت بماند که نخواهم بود اگر نباشي
تقديم به او که ستاره ام شد000
==================
حرف دل
======================
نظر خواهي
به من ميل بزنيد
عاشقانه هاي شبهاي عاشقي را به دوستانتان هديه کنيد