آدما میان و میرن
با همه خوبیها و بدی هاشون
با همه اشکایی که ریختن ...
آه هایی که کشیدن...
و بغضایی که شکستن
تو دلشون پر میشه از عشق ،نفرت،محبت ،امید، حسرت....
تو چشماشون اشک حلقه میزنه
هرزگی می شینه
و محبت جا میگیره
دستاشون گاهی همدرد میشه و گاهی واسه همیشه تنها میمونه
ویرون میکنن ،میشکنن ،له میکنن
اما پاهاشون جاده ها رو یه عمر طی میکنه تا به جایی برسه که بهش بگن آخر خطه...
تازه اونجاست که آرزو میکنه کاش یه قطره دیگه اشک ریخته بود...
کاش حرمت نگاه عاشقی رو دونسته بود...
کاش واسه یه بار دیگه دستاش به آسمون خدا دراز شده بود...
و کاش دلش بیش از اینا عاشق بود...(حرمت دل زیاده که خونه خداست)
آره اونجاست که میبینی یکی مثل خودت نشسته روبروت و بهت میگه :
یارو دل شکستی
یه جا یه تیکت جا مونده
تو قلب یکی هنوز اسمت پاک نشده
تو چشمای یکی اشک شدی و تو دل یکی ابر
یادت میاد چه جور نیگات میکرد ؟
چرا دلشو شکوندی؟
چرا دستاشو تنها گذاشتی؟
چرا خواستی اینقدر پر از غصه بشه که خدا هم واسش گریه کنه ؟
تو چشمای کی خونه کرده بودی وقتی ویرونه شده بود دنیای پاک و بی ریاش ؟
سرت رو شونه کی بود وقتی دیوار دیونگیشو به دوش میکشید ؟
در گوش کی عشق رو زمزمه میکردی وقتی دیونه وار اسمتو فریاد میزد ؟
تو رفته بودی اما مونده بود واسه برگشتنت
انتظار و انتظار
چشمای همه خواب بودن اما خدا شاهد بودکه آروم و بی صدا میشکست
...........
......
...
لذت داشت وقتی گفتن دیونت شده نه؟
لذت داشت وقتی میدیدی چشماش خاک پاهاتو جارو میکنه نه؟
آره لذت داشت
لذت داشت نگاه خیس مادرشو دیدن
لذت داشت تنهایی بی پایانش رو دیدن
لذت داشت درد کشیدنش ،غصه خوردنش ، تنها موندنش و شکستنش برای تو
فقط تو
آره تو ،تویی که دیگه یه غول بودی
اینقدر چشمات قدرت داشت که میتونستی یکی رو دیونه کنی
اینقدر دلت بزرگ شده بود که یکی یکی اسیر کنی و داخلش دفن کنی
هیچوقت به خودت نگفتی بسه؟
نگفتی داری کجا میری؟
نه نگفتی
چون دیگه وقتی نبود تا با دلت خلوت کنی
..........
....
..
خب تموم شد
کار خودتو کردی
نشون دادی چقدر بزرگی
یکی گوشه خونه دیونته...
یکی چشم انتظارت خیره به در ...
یکی...
تو کجایی؟
تو دل اون دیونهه؟ تو چشمای اون عاشقه؟
.........
چیه ؟ چشمات خیس شده ؟ رو پیشونیت عرق نشسته؟
دیره
خیلی دیره
اما بلند شو ، سر خودت داد بزن
خودتو بشکون
خراب کن این بت رو
یه شب تاریک ، دو تا چشم گریون ، شونه های دیوار،دستای خدا و یه دل منتظرن
برگرد ...
......................................
اونایی که دیونه میشن
اونایی که چشماشون به راه میمونه
اونایی که دلشون میشکنه
چیزی رو از دست ندادن ، دنیای رو بدست آوردن که پر از عشقه
اگه یکی تنهات گذاشت و رفت بذار بره
واسش دعا کن خوشبخت شه
بذار سهم تو فقط عشق باشه
سخته نبودش
دستاشو نمیتونی بگیری اما همیشه تو دلت داریش
نمیتونی سرت رو بذاری رو سینش و به خواب بری اما به عشق اون چشما تو رو هم میذاری
تو به عشق رسیدی
دیگه اون نیست
اون بهونست
حالا فقط تویی و عشق و همین کافیه واسه یه عمر انسان بودن
.................
اما یه روز یکی میاد که ....
بپا نشکنیش
======================
از همه دوستان که این همه لطف کردند ممنونم امیدوارم خدا جنبشو بهم بده
همیشه عاشق و موفق باشید
مسعود
اين دفعه:
معناي عشق عشق را از عشقه گرفته اند. و عشقه گياهي است که در باغ پديد آيد در بن(ريشه) درخت. اول ريشه هاي خود را در زمين محکم مي کند . و سپس سر بر مي آورد و خود را دور درخت مي پيچد. و آنچنان ادامه مي دهد تا همه درخت را فرا گيرد. و چنان در شکنجه کشد که نم در ميان رگ درخت باقي نماند. و هر غـــــذا که بواسطه آب و هوا به درخت مي رسد به تاراج مي برد. تا آنگاه که درخت خشک شود. ===========================
معناي عشق
عشق را از عشقه گرفته اند.
و عشقه گياهي است که در باغ پديد آيد در بن(ريشه) درخت.
اول ريشه هاي خود را در زمين محکم مي کند .
و سپس سر بر مي آورد و خود را دور درخت مي پيچد.
و آنچنان ادامه مي دهد تا همه درخت را فرا گيرد.
و چنان در شکنجه کشد که نم در ميان رگ درخت باقي نماند.
و هر غـــــذا که بواسطه آب و هوا به درخت مي رسد به تاراج مي برد.
تا آنگاه که درخت خشک شود.
===========================
آمار
============================
نظرات شما
به من
======================================
=====================
لينک افزا
درباره من
=========================
خبرنامه شبهاي عاشقي
با عضو شدن آپ شدن وبلاگ به ايميلتان ارسال ميشود
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
نازنين مرا به خاطره نه به خاطر بسپار
========================
كاربران حاضر در سايت : نفر
قلبي پر از عاشقانه هاي شبهاي عاشقي
شهریور 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384
=======================
دوستان
چکاوک خسته فصل فاصله هامون تنهای من ساحل عشق عشق تا ابد با م.ا مینا و آرش دانلود نرم افزار
===================
اينو واسه کسي گفتم که خيلي دوستش دارم
ديگر صبحي نمي خواهم ...
که شبي دارم پر از با تو بودن
به جستجويت آسمانها را ميهمان چشمانم نخواهم کرد.....
تو همين جايي
در اين آسمان خلوت و در اين قلب تنها
به تو نخواهم رسيد...
که من زميني و تو آسماني...
اما هر شب ميهمان چشمان ترم خواهي بود
چه درد شيرينيست
درد تو را داشتن و به تو نرسيدن
کم است فرصت با تو بودن که زيادي از سرم
اما چه زيباست تولد ستاره اي در قلبي زميني
به يادت بماند که نخواهم بود اگر نباشي
تقديم به او که ستاره ام شد000
==================
حرف دل
نظر خواهي
به من ميل بزنيد
عاشقانه هاي شبهاي عاشقي را به دوستانتان هديه کنيد